خانه / دوره های آموزشی / مونولوگ تاریخی

مونولوگ تاریخی

برخی عشق می ورزند و عده ای می گریزند… برخی مایلند و عده ای مانع. من راه خود را شناخته ام. بشر از آغاز می دانسته که خالقی دارد. هم دلی و هم به منطق. لیکن گاهی خدای خود را گم کرده است. گاهی آن را در بت و سنگ، گاهی در یک آدمیزاد دیگر و گاهی آن را در خورشید جسته است.

اما خالق کائنات، قطعا فراتر از اینهاست… او هم اکنون به حال من مشرف است و حتم دارم که حضورش در افکار من نیز جریان دارد. او برایم سرنوشت نوشته و راه گذاشته و خط مسیر چیده است. نام مسیری که خالق بر مخلوق نهاده را دین گذاشته اند. به اسم دین هرکاری کنند، نام دین همان است و مدعیان دین هر چه بلغزند اصل دین لطمه ای نمی بیند. نه! من مردد نیستم و یقین دارم که خالق برای مخلوق، مقصدی نهاده و برای این مقصد، مسیر تعیین کرده است. البته که این مسیر مقدس است… دین مقدس است… و من خام اراجیف شیاطین که از زبان ساده لوحان بر انکار حقایق شایع می شود نشدم. هرگز. او که مرا جان داد، نان داد،  برای نان دندان نهاد، پا داد، برای پا گام و برای گام راه نهاد، او که مرا عقل داد و برای عقل انتخاب نهاد، او که مرا دل داد و برای دل دلدار نهاد، معبود و معشوق را به عاشق راه و عاشق را به معشوق میل داد. او که مرا انتخاب داد، وجدان داد، فطرت داد، برای من مسیر نهاد و برای این مسیر رسول نهاد.

او که به من عقل داد، نگرش داد، پیام نیز داد و او مرا با تزلزل می آزماید و ایمانم را با درک و فهم می آراید.

من هستم! محکم…

سرای اندیشه بگسترانید که سردار زمین برمی خیزد…

دریچه ایمان بگشایید که به درگاه او پیمان بستیم…

من، انسان، این سان، بزرگم وقتی به تو وصلم و مشتی خاکم اگر چیزی بعد از رهایی پیکرم در خاک نداشته باشم.

 

اینستاگرام برای اطلاعات بیشتر: mojri2020

 

درباره‌ی امید وثوقی

همچنین ببینید

مسابقه گویندگی و دکلمه خوانی امید وثوقی

مسابقه گویندگی و دکلمه خوانی

مسابقه گویندگی و دکلمه خوانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کانال آیفون تصویری